تغییر افکار و باورها
كشيشي خود را براي انجام مراسم دعا و نيايش آماده ميكرد. زنش به قصد خريد خانه را ترك كرده بود. هوا باراني و پسر كوچكش بيقرار و ناراحت بود. حوصلهاش سر رفته بود. كشيش مجلهاي قديمي را برداشت و آن را ورق زد تا به يك عكس رسيد. نقشه جهان بود. او صفحه را كند و آنرا به قطعات ريز پاره كرد و بعد تكههاي كاغذ را را در تمام اتاق پخش كرد و به پسرش گفت: « پسرم اگر همه اين تكه پارههاي كاغذ را كنار هم بگذاري و نقشه اصلي را درست كني به تو 25 سنت جايز ميدهم.» كشيش خيال ميكرد اين كار دست كم تا ظهر پسرش را سرگرم نگاه مي دارد. ده دقيقه بعد صداي در اتاق مطالعه بلند شد. پسرش بود مه نقشه را تهيه كرده بود. تعجب كرد. كشيش پرسيد: «پسرم چطور شد كه به اين سرعت اين كار را انجام دادي؟»
«خيلي ساده بود در پشت عكس تصوير مردي بود. قطعه كاغذي برداشتم و آنرا در پايين عكس قرار دادم. ميدانستم كه اگر تصوير مرد را درست در بياورم نقشه جهان نيز درست كنار هم قرار ميگيرد.» كشيش لبخندي زد و سكه 25 سنتي را به پسرش داد و گفت: آفرين پسرم با اين موضوع سخنراني فردايم را در كليسا به من آموختي:
« اگر انسان درست بشود جهان درست خواهد شد.»
نقشه نشانگر پستي و بلنديهاي واقعي زمين نيست. نقشه يك منطقه مساوي با خود منطقه نيست. نقشه فقط از تصويري واقعيت منطقه است. آنچه را كه ميبينيم، لمس مي كنيم، ميچشيم و ميبوئيم بصورت پيامهاي عصبي به مغز ارسال ميشود. مغز پس از تجزيه و تحليل دادهها به ما ميگويد آنچه را دريافت كردهايم چيست و به چه معناست. در واقع ما با چشمهاي خود نمي بينيم و با گوش خود نميشنويم. وظيفه حواس پنجگانه فقط جمع آوري اطلاعات از محيط بيروني است. و مغز بر اساس نوع نظام باور هر فرد به ارزيابي اطلاعات ميپردازد. باورها و افكار به مغز ميگويند 1ـ كدام قسمت از اطلاعات دريافتي را حذف و به تحليل چه اطلاعاتي بپردازيد. عقايد و باورهايمان به ما ميگويند چه چيزهايي را ببينيم و بشنويم: اگر باورمان نسبت به كسي مثبت باشد يعني به او علاقمند باشيم هرگز ضعفها و كمبودهايش را نميبينيم.
2ـ اطلاعات را چگونه تفسير كند و به آنها چه معنايي بدهد. يعني تفسير آنچه ديدهايم يا شنيدهايم يعني اگر نسبت به كسي نظر خوبي نداشته باشيم حتّي حركات دوستانه اش نيز براي شما مشكوك و فريبكارانه به نظر خواهد رسيد. هر كس با نقشه و تصوير ذهني خود با دنيا روبرو ميشود. همه اشياء و امور بيروني با عقايد، پيش دارويها و ارزشهاي ذهني ما آميخته ميشوند.
پس در حاليكه در روي يك سياره و يك خورشيد بر سر همه مي تابد شش ميليارد تعريف و تلقي از «زندگي» وجود دارد.
يك انسان شناس انگليسي به هند رفته بود شبي به جنگل رفت. او با صحنهي عجيبي روبرو شد. پيرمردي را ديد كه به وجد آمده بود و ميرقصيد. ناگهان دويد و درختي را بغل كرد. وقتي برگهابه حركت درآمدند او شروع به خنديدن كرد و صورتش را با نشاطي كه نشان از خود بي خودي شدن وي بود در نور ماه شستشو داد. انسان شناس كه ديگر نميتوانست طاقت بياورد از پشت بوتهها بيرون رفت و گفت: «ببخشيد چه چيز باعث شده شما تنها در جنگل برقصيد؟»
مرد مقدس نگاه تعجبآميزي به او انداخت و گفت: « بخشيد ولي چه چيزي باعث شده شما فكر كنيد من تنها هستم؟»
يك انسان معمولي جنگل را مجموعه اي از درختان تعريف مي كند. هيزمشكن به جنگل به عنوان منبع سوخت مينگرد. در حالي كه زيستشناس جنگل را چيزي جز چوب و كلروفيل نمي داند. اما يك شاعر و عارف درختان را موجود زنده ميبيند كه ميتوان با آنها حرف زد و حتي زقصيد. هر كس به دنيا از دريچه تفكرات و برداشتهاي خود نگاه ميكند.
هستي براي شما همان چيزي است كه خود شما هستي. اوشو
در دنياي برون هيچ چيز معنا ندارد. وقتي به توصيف و تعريف جهان، انسان، زندگي، جامعه و طبيعت ميپردازيم در واقع باورها و عقايد خودمان را از اين موضوعات شرح ميدهيم. هر تغيير و تحول اساسي از درون و با تغيير انديشهها و تفكرات ذهني آغاز ميشود.
«بزرگترين اكتشاف نسل من اين است كه انسان ميتواند با تغيير باورهاي خود زندگي خود را تغيير دهد.»
1ـ هيچ چيز در دنياي بيروني معني ندارد.
2ـ دنيا و شرايط بيروني را بر اساس نظام باور خود تفسير مي كنيم.
3ـ با تغيير نظام باور زندگي براي ما تغيير خواهد كرد.
(عكسالعمل) تجربه = نظام باور+ رويدادها (شرايط بيوني)
(عكسالعمل جديد) تجربه جديد= نظام باور جديد+ رويدادها ويليام جيمز
شهامت گذشتن از گذشتههارا داشته باش. از ذرههاي آن براي خود كوه مساز و دائم به آن فكر نكن. تكيه بر گذشته ما را از حال و آنچه در آنيم دور نگه ميدارد.
هاگوان شريراجنيش
گذشتهها گذشتهاند و آينده هم كه هنوز نيامده پس زندگي و خوشي ما در همين لحظهي حال نهفته است كه ميتواند جاودان باشد. كنكييزجي.از
بدي به جاي بدي نتيجهاش مسلماً خيلي جالب نخواهد بود. وقتي به كسي بدي ميكني همانقدر انرژي صرف ميكني كه وقتي به كسي نيكي ميكني. شايد حتي تانرژي صرف شده بيشتر هم باشد. آيا بهتر نيست به جاي تلافي بدي هميشه نيكي كني.
چارلز هنري مكينتاش
از هيچ چيز نترس، عقل و دانش، قدرت و نيرو، فهم و ادراك، همه در درون تو نهفته است. الين كدي
اگر اطمينان داري كه خواهان آن هستي مطمئن باش كه حتماً بدستش خواهي آورد.
گيتا بلين
اگر با تمام وجود چيزي را بخواهي، بدستش ميآوري. مطمئن باش اگر زنگ در را بصدا درآوري، كسي جوابت را خواهد داد. مگر اين مثل را نشنيدهاي كه «جوينده يابنده است.»
هر كس پافشاري كند و پشتكار داشته باشد حتماً موفق خواهد شد. متيو
كارهايي كه ميتوانيم يا نميتوانيم بكنيم و آنچه را كه ممكن يا غير ممكن ميپنداريم بندرت ناشي از توانايي واقعي ماست بلكه بيشتر از عقايدي كه نسبت به خود داريم سرچشمه ميگيرد. «آنتوني رابينز»
persianv.com